آن شب
آن شب
وای از آن شب
شبی که تمام احساسم به تاراج رفت
شبی که تو بودی و من بودم و ستارگان آسمان
مهتاب به ما چشمک می زد
و آسمان نگاه پر تلالو خود را به سوی ما می ریخت
آن شب چه بود؟
رویایی که به حقیقت پیوسته بود
سهم من از آن رویا همه هستی بود
که در چشمان تو جا گرفته بود
وقتی چشم تو بود همه چیز بود
و تمام قصه های خوب از آن می تراوید
م.ح.قشقایی
https://t.me/qashghaii