بازی دنیا

بازی دنیا

بازی دنیا رو دیدی
یه کمی باهاش نشستی
دیدی چه فریبی داره
پر از آدمای مکاره
توی این زمان کوتاه
خیلی چیزا رو دیدی
خیلی حرفها رو شنیدی
اما میون این همه جنجال
چشم دل را بده پر و بال
دل سنگینی داره دنیا
پر ز قصه های فریبا
دلهای خاکستری رنگ
می زنند بر زندگی چنگ
پر دلتنگی است اینجا
خاطرات مونده هرجا
حالا گم شده تو رویا
تموم خواسته های ما
حکایت ما در این دنیا
قصه ای است پر از معما

م.ح.قشقایی

برای عزیز زندگیم

برای عزیز زندگیم

از آن زمان که رفتی ميهمان خاطراتم
از آن زمان که رفتی خسته از این دیارم
تمام این شبهایم تنهایی و فغان شد
از آن زمان‌که رفتی بهار من خزان شد
کنار تو بودم تمام لحظه های عمرم
کنون چو برگ خسته بازیچه دست بادم
شادی هایم پریدند اسیر غُصه ام من
جسمی غریب و تنها همدم گریه ام من
دیگر نمانده در ذهن جز تصویرهای ماتم
فقط تو هستی هر دم در جای جای قلبم
به شوق دیدار تو از مرگ نمی هراسم
امید آنکه پس از مرگ ببینمت یکبارم
م.ح.قشقایی

عرارد

عزادارم

عزادار نفسهاتم

غریق عشق دریاتم

شکسته از غم دوری

نیازمند مهر دستاتم

ای نماد پاکی و دریا

غریب زار پیداتم

هجوم حجم دلتنگی

فدای یک لحظه باهاتم

اگر پر از همه چیزم

ولی در پیش تو هیچم

اگر عقاب پروازم

هنوز در زیر پاهاتم

جهانم بی تو یکسر هیچ

زوال هر روزِ دردهاتم

م.ح.قشقایی