خفته
شهری پر غصه
فرو رفته در دریایی پر درد
می نشاند نشانه های خود را در هر طرف
اندوه در کوچه ها و خیابانها پیداست
عکسهای خفته بر روی دیوار گواه این معناست
صدای شیون هر روزه در اینجا
عبور آدمی است از مرز این دنیا
شکسته هویت زمان
در شب تاریک هواخواهان
به روز نتوان دید شکوه همیشگی یاران
زمانه چنین است
روان شدن چو رودی پریشان
که می دود به سوی پرتگاهی خروشان
چگونه سر کنیم در این کابوس
که لحظه لحظه اش نشسته بر سر راهمان
اگر که معمار این عمارت هم باشی
دست آخر تو هم
تجسمی از همین خشت خامی
م.ح.قشقایی
https://t.me/qashghaii
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
پروفایل شخصی محمد حسین قشقایی
یادداشتهای روزانه
بی تفاوتی
پا به دامنه کوه نهادم ساده و بی اختیار
ندانستم صعود از این کوه چنین است دشوار
اما روز به روز فزونتر در این صعود طولانی
دلبسته می شوم به امید این سودای پایانی
مرا به بالا می کشد شکوه این کوه پر از راز
به سحر اوست که شده ام قصه گوی این پرواز
تو قله کوهی و من کوهنوردی زاده جنون
به شوق رسیدن به تو شده ام اینچنین مجنون
عجب گذری ناهموار که ره در آن پیدا نیست
خبری از قله پیروزی و رسیدن در آنجا نیست
ولی من رها کرده ام همه چیز را در این مسیر
دیگر نگیرم هیچ پند و اندرزی از راهنمایان پیر
نه این غرور است و نه همراه شدن با اوهام
من از هیچ چیز درس نگیرم بجز غم و دردهام
امان از شیفته شدن بدون هیچ اراده و اختیار
سوار شدن بر اسبی است بدون زین و افسار
این راه مرا به اوج نرساند اگر قله آن تو باشی
لیک آشوب دلم فرو نشیند از این تلاش تو خالی
بر آنم که در مسیر این راه پر خطر و بی فرجام
عمر بسپارم به بی دریغ آنچه مانده است از ایام
م.ح.قشقایی
https://t.me/qashghaii
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🥀🌹🌹🌹🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🌹🌹🌹🌹🌹🌹
کلبه خالی
اینجا کلبه ای چوبین
با بوی چوب گردو
در میان جنگلی انبوه
در جوار برکه ای کوچک
به بهایی نازل
بفروش می رسد
این کلبه تک و تنها
در مجاورت سبزینه های رنگی
فقط به تو واگذار می شود
این کلبه به اندازه قلب من کوچک
به مقیاس حجم ناچیز دلم
خالی است
دنبال رویایی می گردد
تا کیسه خاطراتش را پر کند
م.ح.قشقایی
https://t.me/qashghaii
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
غزل
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
چرا؟
م.ح.قشقایی
دل از دلبری ما بریده ای، چرا ؟
به دیگری دل سپرده ای، چرا؟
رحمی نکردی به این دل بیقرار
بار ببستی و عزم سفر نمودی، چرا؟
تو عاشق نشده بودی مرا به مهر
به تظاهر دلم را ربوده بودی، چرا؟
من ندانسته غرق عشق تو شدم
من و دیوانه کردی ز مستی، چرا؟
به من جفا کردی ز قهر و کین
دردم دوا ننموده گذر کردی، چرا؟
از ماهرویی همچون تو روا نبود
چنین خطایی از او سرزند، مرا؟
آشوب به پا کردی در درون من
بر من بینوا چشم ببستی چرا؟
کنون ز تنهایی خود دل فسرده ام
رمز این معما نگشوده رفتی، چرا؟
ازمن بیمار چه دیدی به جز صفا
که اینگونه دل مرا شکستی، چرا؟
اگر چنین باشد عاشقی و مستی
من از عشق دلبریدم در این دنیا
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
https://t.me/qashghaii
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
سایه مرگی
تو که هستی
که در چشم دلم
مثل حوری
مثل پروانه و دریا مانی
مثل گلهای پر از عطر بهار
پر لالایی مستی در خواب
پر زاری پس هر دیدار شگفت
نور آفریننده صبح
به فریبندگی حس دو نگاه
که بهم می آمیزد
به پرواز برون از قفس خود مرگی
تب آزادی جان از زندان
به شکوه هنر رنگین بهار
که کمر راست کند در گلها
به سکوت پس هر حرف قشنگ
به صدای زنگ مدرسه در کلاس انشاء
خواندن قطعه شعر با نجوای شبانه
در پیاده رو تاریک خزان
خش خش گام به گام برداشتن
بر روی هر برگ خشک درخت
و هزاران تکرار
در چرخش دهر
روز و شب در پی هم تاختن
فصلها رانده شدن از پس هم
سالها نامده با سال جدید تاق زدن
آخرش باید گفت:
زندگی این است و بس
عمر بر باد خزان بسپردن
م.ح.قشقایی
معجزه موسیقی
م.ح.قشقایی
اگر در هستی موسیقی و اهنگ نبود دنیا چیز مهمی کم داشت. موسیقی خالص ترین و نابترین هنر هستی است که مصادیق آن در طبیعت بسیار است. صدای رود، نغمه پرندگان، صدای دریا با موجهای پر هیبتش، صدای نسیم، صدای باد و...همه هنری واقعی از موسیقی در طبیعت اند. ولی در عالم انسانی موسیقی بهترین هنر انسانی است که پا به عرصه آفرینش بشری گذاشته است. ابزارها و جاذبه های موسیقی در ذات طبیعت و ماهیت انسان نهفته است و جزو امور طبیعی و بیولوژیک بشر است. همه انسانها حتی کودکان نیز به صدای موسیقی واکنش نشان می دهند. موسیقی معجزه ماندگار هستی است. اگر نبود بخش بزرگی از سودای روح و لذت انتزاعی و ابداعات بشر هیچگاه پدیدار نمی شد. موسیقی روح را تلطیف می کند، احساس را به نرمخویی دعوت می کند، مدارا را در باطن انسان پایدار می سازد و عشق و محبت را در وجود انسانها نهادینه می کند.
شکسپیر نمایشنامه نویس شهیر بریتانیایی می گوید:
کسی که از موسیقی لذت نمی برد و خودش هم موسیقی نمی نوازد، بهترین کس برای انجام هرگونه جنایت و خیانت و غارت است.
https://t.me/qashghaii
باستر کیتون
نوستالژی باسترکیتون با فیلمهای صامت
برای هم سن و سالهای ما ۴۰ سال پیش، فیلمهای کمدین هایی مثل هارولد لوید، چارلی چاپلین و باستر کیتون به عنوان محبوبترین کمدین های سینما بودند که اعتقاد خاصی به ساخت فیلمهای صامت و بی صدا داشتند. چارلی چاپلین و هارولد لوید اواخر تسلیم تکنولوژی نوین شدند و فیلم های ناطق ساختند ولی باستر کیتون فیلم ناطق نساخت و معتقد بود هنر واقعی و اصیل سینمایی است که بدون صدا بتواند بیننده را جذب کند، بخنداند و پیامش را برساند. حتی این افراد با موسیقی بر روی فیلم نیز روی خوش نشان نمی دادند. الحق که هر سه در کار خود استاد بودند و لحظات زیبایی را با فیلمهای خود برای ما خلق کردند. باستر کیتون با آن چهره سنگی خود هیچگاه در طول فیلم با وجود وقايع و اتفاقات زیاد چهره اش هیچ تغییر نمی کرد و یکسان می ماند، به همین خاطر به کمدین چهره سنگی معروف شد. چند تا از فیلمهای باستر کیتون هنوز جزء ۱۰۰ فیلم برتر دنیا بشمار می روند. خلق این آثار زیبا در زمانی که سینما و فیلمها صدا و دیالوگ نداشتند شاهکار بودند و باید هنرمند واقعی را در آنها جست.
م.ح.قشقایی
https://t.me/qashghaii
شکست
شکست
امروز از هر زمان دیگر به تو عاشقترم
امروز باران می آید همچون چشم ترم
زاریم از شادی است که در زیر این باران
گم شده و من از همه عالم دیوانه ترم
امروز من از همه شاعران عالم شاعر ترم
در تنهایی خود دل به گرمای تو سپرده ام
سرما چه خوش با حس و باورم یکی شده
انگار که خود را به موج دریای تو سپرده ام
تنهایم، من امروز به تنهایی خود باخته ام
دگر چه سود، که من در عشق تو هر روز زارترم
کنون که در هدایت این مستی ناتوان شدم
سزاوار شکستی سخت، از این هم زیانبارترم
م.ح.قشقایی
https://t.me/qashghaii